تبليغاتX
دختر دی
در ابتدا هيچ چيز جز يك رويا نيست

چه بی تابانه می خواهم ات ای دوری ات آزمون ِ تلخ  ِ زنده به گوری !

چه بی تابانه تو را طلب می کنم!

بر پشت ِ سمندی

گوئی

نو زین

که قرارش نيست.

و فاصله

تجربه ئی بی هوده است.

 

 بوی پيرهن ات،

اينجا

و اکنون.-

 

کوه ها در فاصله

سردند.

 

دست

در کوچه و بستر

حضور ِ مانوس ِ دست ِ تو را می جويد،

 

و به راه انديشيدن

ياس را

رَج مي زند.

 

بی نجوای انگشتان ات

فقط.-

و جهان از هر سلامی خالی ست.

 

" احمد شاملو"

 

 

پی نوشت:اولین بیانیه‌ی اعتراضی سال جدید را برای تحریف نام خلیج فارس توسط شرکت گوگل امضاء کنيد.شرکت گوگل اعلام کرده اگر تعداد امضا کنندگان این بیانيه اعتراضی به یک ميليون نفر برسد اسم خلیج عربی را که در کنار نام خلیج فارس در گوگل ارث آورده ،بر میدارد.

این خلیج همیشه خلیج "فارس" خواهد ماند.این را به همه دنیا ثابت کنید.

+ نوشته شده در  87/01/28ساعت 12:0  توسط   | 

گفتگوهای درونی  هر کدام از ما با خودمان و با آدمی که توی ذهنمان فکر ميکنيم بهترين رفيق وهمدم و مونس ما هست بعضی وقتها حتی می تواند  به جر و بحث و دعوا بکشد.

خيلی مواقع پيش آمده که با خودم فکر کنم اين ،تنها من هستم که اينقدر گفتگوهايم با خودم و آدمی که توی خيال روبرويم نشسته زياد است. يا چون ذاتا خيلی آدم پر حرفی نيستم پس اينقدر صحبتهايم با خودم زياد است.

يا شايد چون خيلی ملاحظه اطرافيانم را می کنم و دلم نمی خواهد عزيزانم از من دلخور باشند مدام رعايت می کنم و به آنها چيزی نمی گويم و به همين خاطر حرفهايم توی دلم میماند و مجبورمی شوم آنها را با خودم مرور کنم.

نمی دانم دليلش چيست. ولی از يک چيز مطمئنم. وقتهايی که به شدت احساس تنهايی می کنم مقدار اين گفتگوهای درونی بيشتر مي شود.

فکر می کردم وقتی اين وبلاگ بر پا شود يک جای ديگر برای گفتن حرفهايم پيدا می شود اما وقتی به هزار و يک دليل اينجا هم نمی توانم حرفهايي که  ذهنم را مشغول می کند  بنويسم واقعا نمی دانم فايده داشتنش چيست.

اينها را گفتم که بگويم اين روزها خيلی حرفها هست که دلم می خواهد بگويم اما مثل هميشه در اين جور مواقع فقط ساکت شده ام.

و حرفهايی که نمی توانم اين جا يا هر جای ديگری به زبان آورم توی دلم آتشی بر پا کرده که با هيچ آبی آرام نمی گيرد.خوابهايم را آشفته کرده و آرامشی را که فکر می کردم !!!! دارم ؟؟را بر هم زده است.

اگر خيلی دير پست جديد می گذارم معنی اش اين نيست که " حرف تازه ای به خاطرم نمي رسد" بلکه نمي توانم اين ناگفتنی ها را بگويم .همين. "ورنه لال نيستم".

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  87/01/24ساعت 15:5  توسط   | 

و بالاخره روز سیزده بدر از راه رسید.صبح تا ظهر آفتاب جنگ تابید و تابید.

و ناهار جوجه کباب بود، در هوای مطبوع بهاری.جای همگی سبز.

و طبق معمول هر سال بعد ازظهر طوفان و خاک به پا شد.

و بعد از یک رگبار بهاری هوا به شدت مطبوع شد و جای همگی باز هم سبز خوردن آش رشته زیر باران بسیار چسبید.

و تلاش ۴ نفر برای بستن تاب و تاب خوردن بالاخره به نتیجه رسید و به جای همگی تاب خوردیم.دختر همسایه عزیزم والا کسی نبود  که ما را تاب بدهد به همین دلیل آخرش چنان سرگیجه ای گرفتم که  از دماغم در آمد.

توضیح اینکه این عکس قبل از پایان تاب انداختن گرفته شده و تلاش دسته جمعی ما برای انداختن تاب را نشان می دهد.از اینجا به بعد عکس موجود نمی باشد چون اینجانب در اثر پرخوری حالی برای گرفتن عکس نداشتم.ببخشید.دیگه عکسی در کار نیست.

پی نوشت: قابل توجه سعاد خانم :هیچ علاقه ای به سبزه گره زدن نداشتم و نزدم.

حرف در گوشی با رنگین کمان گلم: حالا مثلا هر سال که گره میزدیم چه اتفاقی افتاد که امسال دوباره همان کار را تکرار کنیم؟

در آخر چون از وسایل آتش بازی روز چهارشنبه سوری به موقع خودش استفاده نکرده بودیم. به مقدار زیادی آتش سوزاندیم.

+ نوشته شده در  87/01/13ساعت 22:58  توسط   | 

جاده چالوس- فروردين ۸۷  

ساحل چالوس-  فروردین ۸۷  

نمک آبرود- ۲ فروردین ۸۷  

نمک آبرود- فروردین ۸۷

 

بازار روز نوشهر

 

نوشهر- حاشیه بازار روز

 

دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد           من نیز دل به باد دهم هر چه بادا باد

+ نوشته شده در  87/01/08ساعت 12:0  توسط   | 

 

ســــاقـــيا آمــدن عـــــید مـــــــبارک بادت 

وان مـــــواعـــــــید که کـــردی مرواد از یادت

در شـــــگفتم که در این مــــــدت ایام فراق

برگرفتی ز حریـــــــفان دل و دل مــــــیدادت

برسان بندگی دختر رز ،گــــو :   بـــــدر آی

که دم هــمت ما کـــــــــــرد ز بـــــــند آزادت

شادی مجلــــسیان در قدم و مقدم توست

جای غــــم باد هر آن دل که نخواهد شـادت

شکر ایزد که از این باد خزان رخنه نــیافـــت

بوســــتان سمن و سرو و گل و شمشادت

چشـــــم بد دور کزان تفــرقه خوش باز آورد

طالـــــــع نامور و دولــــت مـــــــــــادر زادت

حافظ از دست مده صحبت این کشتی نوح

و رنه طوفان حوادث ببـــــــرد بــنیــــــــــادت

+ نوشته شده در  87/01/01ساعت 12:0  توسط   |